-
این روزها...
چهارشنبه 21 شهریور 1397 17:34
روزهای شلوغی را پشت سر گذاشتم که خستگی، تلخی و شیرینی توامان داشت. امروز هیراد را در پیش دبستانی ثبت نام کردم. یک مهد کودک سر کوچه ی مادر که برای دیر و زودهای احتمالی، سختمان نباشد. وقتی گذاشتمش آن جا و برگشتم خانه ی مادرم، گفت:"دلم گرفته است..." گفتم:"به خاطر هیراد؟" گفت:"از امروز شروع شد؛...
-
در آستانه ی پیری
جمعه 16 شهریور 1397 22:32
نخست ثانیهها کمی بعد دقیقهها ساعتها روزها ... به خودت که میآیی میبینی سالهاست درد میکشی و چیزی حــــــس نمی کنی ... "محمد مرکبیان" ٭بشنوید: http://s9.picofile.com/file/8336626368 /03_Mohsen_Chavoshi_Dar_Astaneye_Piri.mp3.html "در آستانه ی پیری"، از محسن چاووشی .
-
آجرها...
پنجشنبه 15 شهریور 1397 00:42
فردا این کار به پایان می رسد... چند روز پیاپی کار با همه ی سختی ها و شیرینی هایش... در این هنگامه ی شب که حدود دو ساعتی ست گوشی هایمان را تحویل گرفته ایم- و البته فردا صبح زود باید تحویلش بدهیم!- در حال گوش کردن به یک موسیقی غمگین هستم. رضا هم که بدخواب است, بیدار است و بقیه خوابشان برده است. گذراندن روزها و شب ها, بی...
-
شب ...
چهارشنبه 14 شهریور 1397 00:15
جایی مشغول به کار هستم که فقط ساعات محدودی حق استفاده از تلفن همراهمان را داریم...
-
خشت و آیینه
جمعه 9 شهریور 1397 18:35
در خبرها خواندم که قرار است نسخه ی مرمت شده ی فیلم "خشت و آیینه" ابراهیم گلستان در جشنواره ی ونیز روی پرده برود. این کار، در ادامه ی سنت مرمت فیلم های کلاسیکی ست که جشنواره های مهم دنیا دارند و بسیار جای خوشحالی ست که این فیلم هم در لیست مرمت قرار گرفته است. "خشت و آیینه" فیلمی رئالیستی ست که در...
-
امشب از شب های تنهایی ست، رحمی کن بیا...
پنجشنبه 8 شهریور 1397 04:22
اَز صُبحِ پَرده سوز، خدایا نِگاه دار این رازها که ما به دِلِ شَب سِپُردهایم "صائب تبریزی" مهمان داشتیم؛ وقت خواب گوشی رامین زنگ خورد و مهوش گفت که حال رحمان خوب نیست... الان بیمارستان میلاد هستیم؛ جلوی اورژانس توی ماشین نشسته ایم و منتظریم جواب آزمایش را بگیریم. پ.ن.ها: ٭عنوان از مولوی ٭ بشنوید:...
-
درباره ی "ببر سفید" از آراویند آدیگا
سهشنبه 6 شهریور 1397 20:02
ببر سفید رمانی چند بعدی است؛ نویسنده در قالب نامه ای بلند که طی هفت شب نوشته می شود، داستان زندگی بالرام حلوایی، از کودکیِ تلخ و مشقت بارش تا رهایی از قفس را دستمایه ی نقدی گزنده از شرایط اجتماع هند و نمایش تناقض ها و تقابل های آن قرار می دهد. او برای روایت داستانش، واژه های شناخته شده را از نو تعریف می کند و البته که...
-
الهی شکر...
سهشنبه 6 شهریور 1397 17:30
امروز بعد از ظهر پدر را بردم بیمارستان لواسانی و اکو گرفت. خوشبختانه آقای دکتر گفت که نیازی به عمل جراحی نیست...؛ الهی شکر! بعدا نوشت: وقتی می رفتیم، ضبط ترانه های امروزی می خواند..؛ می دانستم پدر دوست ندارد این ترانه ها را، اما کم حرف بود و چیزی نمی گفت. فقط چند جمله درباره ی گرمای هوا و ساختمان های نظامیِ بین راه...
-
کودکی گریه کند...
سهشنبه 6 شهریور 1397 08:27
نام مرا بنویسید پای تمام بیانیه هایی که لبخند و بوسه را آزاد می خواهند پای بیانیه هایی که نمی خواهند درختی قطع شود پرنده ای بهراسد چهارپایه ای بلغزد زیر پای کسی پای بیانیه هایی که می ترسند کودکی گریه کند. "ناهیدعرجونی"
-
شه هید نامری...
یکشنبه 4 شهریور 1397 19:45
این همه مرگ این همه پاییز از طاقت ما بیرون است... "احمدرضا احمدی" خبر تلخ و گزنده بود...؛ "شریف باجور" به همراه سه تن که دوتایشان از جنگلبانان بودند، در تلاش برای اطفای آتش سوزی جنگل های اطراف مریوان، گرفتار آتش شدند و در آتش سوختند. شریف باجور عضو انجمن سبز چیا بود که در نگهداری از طبیعت بکر...
-
ماه...
جمعه 2 شهریور 1397 01:17
در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست عشاق تو را به دیده در خواب کجاست خورشید ز غیرتت چنین میگوید کز آتش تو بسوختم آب کجاست "خاقانی" روی پشت بام دراز کشیده ام؛ باد خنکی می وزد. ماه بالای سرم است و صدای ممتد جیر جیرکی می آید... ٭بشنوید: http://s8.picofile.com/ file/8335315818/4_ 5895523194277724161.mp3.html ترانه ی...
-
تُنگ
پنجشنبه 1 شهریور 1397 08:34
برای ماهی با سه ثانیه حافظه تُنگ و دریا یکی ست! دست من و شما درد نکند که دل ِ تنگ آدم ها را با یک عمر حافظه توی تُنگ می اندازیم و برای ماهی ها دل می سوزانیم! "مهدیه لطیفی" پ.ن: شهرستان هستیم. دیشب را روی پشت بام خوابیدم؛ شب سردی بود...
-
درد...
پنجشنبه 1 شهریور 1397 01:57
همهچیز شتابان میگذرد جز درد... "ریتا عوده" بشنوید: http://s8.picofile.com/ file/8335241168/10 _Shak_Mikonam.mp3.html "شک می ِکنم" با صدای رضا یزدانی
-
شب را بِدَف...
یکشنبه 28 مرداد 1397 22:57
دف را بزن! بزن! که دفیدن به زیر ماه در این نیمه شب، شب دفماهها فریاد فاتحانه ی ارواحِ هایهای و هلهله در تندری ست که میآید آری، بِدف! تلالوِ فریاد در حوادث شیرین، دفیدنی ست که میخواهد فرهاد دف را بِدف! که تندرِ آینده از حقیقت آن دایره، دمیده، دمان است و نیز دمان تر باد! دف در دفِ تنیده و، مه در مهِ رمیده، خدا را بِدف!...
-
کاخ یاقوت
یکشنبه 28 مرداد 1397 19:30
سر ظهر رفتم بیرون و چرخی زدم و ساندویچی خوردم. یک ساختمان دو طبقه ی جالب و قدیمی در محوطه ی بیمارستان دیدم با عنوان "کاخ یاقوت". درباره اش از نت اطلاعاتی به دست آوردم... این کاخ در حاشیه ی منطقه ی سرخه حصار که در گذشته شکارگاه شاهان قاجاری بوده، توسط ناصرالدین شاه ساخته می شود و به نام های کاخ سرخه حصار و...
-
تهران - شیراز
یکشنبه 28 مرداد 1397 16:22
کنار تخت پدر نشسته ام؛ از اتاق عمل بیرون آمده و حالا توی بخش خوابیده است. کیسه ای که به عنوان وزنه روی پانسمانِ کشاله ی رانش گذاشته اند باید تا شش ساعت همان جا بماند و این برای پدر که دراز کشیدن به پشت باعث کمر دردش می شود، آزار دهنده است. تخت بغل دستی اش پیرمردی لاغراندام است. پرستاری را صدا زد و ازش پرسید که از...
-
من پر از درد توام، بیمار می دانی که چیست؟...
یکشنبه 28 مرداد 1397 12:40
بیمارستان لواسانی هستم؛ پدر را برای آنژیو آورده ام و الان در اتاق عمل است. بعد از نوار قلب و اکویی که در بیمارستان محل خودمان گرفتیم، دکتر برای تشخیص بهتر فرستادمان این جا. بیمارستان پای کوه هایی قرار گرفته است که از پارک جنگلی سرخه حصار هستند. زمین های شیب دار و پله ها پدر را که پاهاش درد می کند، اذیت می کند. صبح تا...
-
ناصرالدین شاه، آکتور سینما
شنبه 27 مرداد 1397 20:49
به مناسبت درگذشت استاد انتظامی، مقاله ای درباره ی یکی از متفاوت ترین فیلم های تاریخ سینمایمان را در ادامه می آورم؛ ناصرالدین شاه آکتور سینما (محسن مخملباف، ۱۳۷۰) که نقش ناصرالدین شاه را در فیلم، آن زنده یاد بازی کرد. زنده یاد عزت الله انتظامی به نقش ناصرالدین شاه تاریخ ، پریشانی ، کابوس نویسنده: داریوش آشوری محسن...
-
پیاده
پنجشنبه 25 مرداد 1397 19:14
از پاها تا پیشانیت پیاده پیاده پیاده زندگی ام را سپری می کنم... "پابلو نرودا"
-
چه شب هایی...
پنجشنبه 25 مرداد 1397 03:26
اما نمی دانی چه شب هایی سحر کردم ، بی آنکه یک دم مهربان باشند با هم پلک های من ، در خلوت خواب گوارایی... "مهدی اخوان ثالث" دو تا فیلم خوب دیدم: دانکرک (کریستوفر نولان، ۲۰۱۷) داستان سربازان انگلیسی ئی ست در حال عقب نشینی یا بهتر است بگوییم فرار از جبهه ی نبرد در بندر دانکرک در شمال فرانسه، به سال ۱۹۴۰. قهرمان...
-
با زلف تو کارم به کجا می کشد آخر...
چهارشنبه 24 مرداد 1397 22:26
پرنده، بذر گلی با خود برد به سنگ داد سنگ، باران را خواند باران آمد و بوسیدش جای بوسه، گلی بشکفت از آن مسیر عاشقی می آمد در راهِ دیدار گل را چید به معشوقش داد معشوق گل را به زلفش زد بعد از مدتِ کمی بادِ شمال دسته مویی از زلف با خود برد و شهر بوی عشق گرفت... شیرکو بیکس" ٭عنوان از هوشنگ ابتهاج
-
شب
سهشنبه 23 مرداد 1397 23:51
شب است رویایِ دور دستِ تو، نزدیک می شود... " فروغ فرخ زاد" بشنوید: http://s9.picofile.com/file/8334530750/Kouche _Baghhaye_Neishabour.mp3.html ترانه ی "کوچه باغ های نیشابور" از حجت اشرف زاده
-
در راه تو هرکس به گمانی قدمی زد...
دوشنبه 22 مرداد 1397 14:09
برای طرح مستندی که دارم، با معاون پشتیبانی اداره تماس گرفتم؛ طرح درباره ی دانش آموزان افغان است. از قرار، حراست اداره که روز شنبه خیلی استقبال کرده بود، حالا نظرش برگشته است! حرف های آقای معاون ناامید کننده بود . همه اش نگران این هستند که در فیلم نقدی صورت بگیرد؛ می گفت اگر ما هزینه کنیم و این دانش آموزان از شرایطشان...
-
این روزهای گرم...
یکشنبه 21 مرداد 1397 17:06
خیلی درگیرم این روزها و همین باعث شده تا کم تر بتوانم به دوستان وبلاگی سر بزنم و نوشته هایشان را بخوانم. حتما این کار را خواهم کرد. امروز پدر را بردم اکو و فردا باید ببرمش دکتر قلب؛ امیدوارم چیزی نباشد. یک طرح مستند دارم که هفته ی پیش با مسوولان آموزش و پرورش منطقه مان درباره اش صحبت کردم، شاید بتوانند هزینه ی ساختش...
-
یادداشت های پیش از مرگ
جمعه 19 مرداد 1397 18:35
یک ربعی می شود که سوار تاکسی شده ام. یک پژوی زردرنگ که از همه جاش صدا در می آید. جوانی با موهای دم اسبی جلو نشسته است و من و دختری در صندلی عقب نشسته ایم. راننده حدودا پنجاه ساله است. یک بند حرف می زند و به ریش و سبیلِ نامرتب جوگندمی اش دست می کشد. بوی سیگار و تخمه می دهد. از جوان که پیاده می شود کرایه ی بیشتری می...
-
در من کوچه ایست...
چهارشنبه 17 مرداد 1397 23:20
در من کوچهایست... که با تو در آن نگشتهام سفریست... که با تو هنوز نرفتهام روزها و شبهائیست... که با تو به سر نکردهام عاشقانههائیست... که با تو... هنوز نگفتهام "راحمه باقیپور" تصویر: جین سیبرگ و ژان پل بلموندو در نمایی از "از نفس افتاده" (ژان لوک گدار، ۱۹۶۰)
-
کلاغ ها
سهشنبه 16 مرداد 1397 09:30
برای پدر نوبت دکتر قلب گرفته ام. در حیاط قدیمی بیمارستان منتظریم تا دکتر بیاید. صبحِ زود آمدیم. آسمان ابرهای پراکنده ای داشت. پدر گفت: آن درخت کهن را آب نداده اند، دارد خشک می شود. حیف نیست؟" درخت چنار بلندی بود که سن و سالی ازش گذشته بود. برگ هاش از بالا ریخته بودند و لخت شده بود، اما هنوز می شد در پسِ پوست...
-
تَرکه ی انار
دوشنبه 15 مرداد 1397 19:51
ما چشم به راهِ نان و خُرما بودیم، اما دروغگویِ بزرگ رفته بود برای دبستانِ پَرت افتاده ما ترکه انار بیاورد. از همان روزِ عجیبِ بیباور بود که من از نوشتن مشق وُ ساعتِ هفت و نیمِ صبح بَدَم آمد. من از آن روز به بعد بود که از نان و نصیحت و خُرما به خوابِ کبودِ ترکه رسیدم. (آخر... این چه زندگیست که شما یک مشت آدمِ...
-
نان...
یکشنبه 14 مرداد 1397 15:31
ﺳﺮ ﯾﮏ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﻭﺳﯿﻊ ﻣﻨﺘﻈﺮ تکه ﻧﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ که ﺧﺪﺍ ﺑﺮﺳﺎﻧﺪ ﺧﺪﺍ ﺳﺮﻣﺎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﮔﺮﺩﺑﺎﺩ ﻭ ﮔﺮﺩﻭﺧﺎﮎ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﻣﺮﮒ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ... ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﭼﻨﺪ مأﻣﻮﺭ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﭼﻨﺪ ﭘﻠﯿﺲ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ، ﺍﻣﺎ آنچه ﻫﺮﮔﺰ ﻭ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﯿﺎﻣﺪ ﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩ... "شیرکو بیکس"
-
لاله زار- چهار؛ تئاتر تهران
جمعه 12 مرداد 1397 18:33
سردر تئاتر تهران، تیرماه ۹۷ "تئاتر تهران" شاید به "تئاتر نصر" بیشتر معروف باشد؛ نامی که از سیدعلی نصر گرفته شده است که او را پدر تئاتر مدرن ایران گفته اند. این ساختمان در ضلع جنوبی گراند هتل در خیابان لاله زار قرار گرفته است. سید علی نصر در مدارس، فرانسه، علوم طبیعی و ریاضیات تدریس می کرد و به خاطر...