-
نخستین سینمایی که رفتم.
یکشنبه 10 آبان 1394 13:01
پنج شش ساله بودم که برای نخستین بار به سینما رفتم...؛ از شهرستان با پدرم به تهران آمده بودیم تا به برادرهایم سر بزنیم؛ یادم نیست چه فصلی بود، اما یادم می آید که تا تهران را با مینی بوس آمدیم. دو روز بیشتر در تهران نماندیم. یک روز با دوتا از برادرها و یکی از پسر عموها به سینما رفتیم. غروب بود. برای نخستین بار سینما...
-
چه کسی باید پاسخگو باشد؟!
یکشنبه 10 آبان 1394 12:58
برنامه ی این جمعه ی مناظره ی تلویزیون درباره ی سینمای موسوم به جشنواره ای بود. راستش هنوز درباره ی این اصطلاح سینمای جشنواره ای مشکوکم و برایم واژه ی گنگی ست...! اما در این نوشته ی کوتاه، نمی خواهم به این اصطلاح بپردازم و روی سخنم به جای دیگری ست. مهمانان این برنامه، جمعی از سینماگران بودند که هریک به نوعی درباره ی...
-
به یاد پیکاسو
جمعه 8 آبان 1394 18:46
سوم آبان ماه، بیست و پنجم اکتبر، سالروز تولد پابلو پیکاسو پابلو پیکاسو (1973 - 1881)، نقاش، مجسمه ساز، طراح و چاپگر بزرگ اسپانیایی، به همراه ژرژ براک، کوبیسم را بنیاد نهاد. او تجربیات مختلفی در حوزه ی طراحی، نقاشی، مجسمه سازی، چاپ، اسامبلاژ و سفال داشت. او در مدت کوتاهی تقریباً همه ی دستاوردهای هنری دوران خود را...
-
درباره ی «عقاید یک آکتور سینما» - قسمت اول
جمعه 8 آبان 1394 18:44
یک نیمه متوسط، یک نیمه جذاب! دی وی دیِ «عقاید یک آکتور سینما»، که اخیراً وارد شبکه ی سینمای خانگی شده، به کارگردانی خانم منیژه حکمت، قرار است به قول خودش "همه ی آنچه را که می خواهیم درباره ی فلان آکتور سینما بدانیم" به ما بگوید، عبارتی که با خودش رنگ و بوی اثری صرفاً تجاری را به ذهن متبادر می کند؛ در ادامه ی...
-
بخش هایی از نامه ی یک نویسنده
جمعه 8 آبان 1394 18:39
"می دانی برادر... من به قدرت خودم متکی ام. با خودم عهد بسته ام که هرچه پیش آید، حتی اگر به خاطر این کار بمیرم... دیگر سفارشی ننویسم. نوشتن سفارشی همه چیز را در هم می شکند و ویران می کند. من می خواهم تک تک آثارم فی نفسه خوب باشد. پوشکین را در نظر بگیر. گوگول را در نظر بگیر. هیچ کدام زیاد ننوشتند اما به زودی برای...
-
نگاهی به انیمیشن «تهران ۱۵۰۰»
جمعه 8 آبان 1394 18:37
از شبکه ی نمایش خانگی، فیلم «تهران 1500» را تماشا کردم..؛ فاقد استخوان بندی...! درست چند ماهِ قبل بود، پیش از تولد پسرم هیراد، که بعد از کلی برنامه ریزی، با همسرم راهی سینما شدیم تا «تهران 1500» را ببینیم...؛ به نظرمان مجموعه ای از عوامل باعث می شد که با فیلم جذابی رو به رو شویم، ضمن این که هر دو به انیمیشن علاقمندیم؛...
-
شاهد
جمعه 8 آبان 1394 18:33
وقتی بر گور پسرش خم شد چادرش لحظه ای آفتاب را پوشاند وقتی برخاست گورستان بوی شیر می داد و آفتاب هم پشت کوه ها پنهان شده بود «به روژ ئاکره ای» ۸ مهر ۹۲ پ.ن: *بشنوید: https://s32.picofile.com/file/8478140126 /Lullaby_%D9%84%D8%A7%D9%84%D8%A7% DB%8C%DB%8C.mp3.html لالایی کُردی با صدای سارنگ سیفی ، شعر از ماموستا قانع و...
-
سگ آندلسی
جمعه 8 آبان 1394 18:24
فیلمنامه ی بدون طرح، که در اواخر سال های بیست آغاز شد، با دو نهضت هنری زمان خود، یعنی سوررئالیسم و شورش در زبان قرین شد و به سبب آنها تحرک یافت. هنرمند مشهور سینمای اسپانیا، لوئیس بونوئل اولین فیلم خود را با نام سگ آندلسی (1928) و تا حدودی با کمک سالوادور دالی آفرید. در ذهن آن ها سناریویی شکل گرفت که سه روزه نوشته شد...
-
ببار ای بارون، ببار...
جمعه 8 آبان 1394 18:22
در سالروز تولد استاد شجریان تصنیفِ بارون ببار ای بارون ببار با دلم گریه کن خون ببار در شبهای تیره چون زلف یار بهر لیلی چو مجنون ببار ای بارون دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار دلا خون شو خون ببار بر کوه و دشت و هامون ببار به سرخی لبهای سرخ یار به یاد عاشقای این دیار به کام عاشقای بی مزار ای بارون ببار ای...
-
من چه خواهم گفتن...
جمعه 8 آبان 1394 09:36
... من چه خواهم گفتن که چه گفتند دو بیمار به هم؟ گفت: آن آهوی خوش؟ گفت: رمید گفت: آن نرگس تر؟ گفت: فسرد... (سطرهای خوانا از میان یک شعر ناتمام از نیما یوشیج) قلم انداز، نیما یوشیج، انتشارات دنیا، چاپ دوم: 1352 ۳۱ شهریور ۹۲
-
پاتوق
جمعه 8 آبان 1394 09:35
چند روز پیش، بعد از مدت ها مسیر میدان انقلاب تا چهار راه کالج را پیاده گَز کردم...؛ مسیری که در روزگار دانشجویی ام یکی از گذرگاه های اصلی ام بود – البته خیلی وقت ها این مسیر تا دروازه دولت هم امتداد می یافت. مسیر لذتبخشی بود برایم و هنوز هم هست؛ انبوهی از کتاب فروشی ها، نو و دست دوم؛ سینما ها، تئاتر شهر.... کمی آن...
-
دیدار از «نمایشگاه جنبش سقّاخانه» در موزه ی هنرهای معاصر تهران
جمعه 8 آبان 1394 09:33
جای گره خوردن احساس با هنر جنبش سقّاخانه عنوانی ست که به فعالیت های گروهی از هنرمندان نوگرای ایرانی داده شده که در پی تلفیق عناصر بومی و مذهبی ایرانی با هنر مدرن بودند. این اصطلاح را نخستین بار زنده یاد کریم امامی در مورد آثار حسین زنده رودی و پرویز تناولی در اوایل دهه ی چهل خورشیدی به کار برد و تا به امروز این اصطلاح...
-
هلال باریک ماه
جمعه 8 آبان 1394 09:31
دیشب هلال ماه باریک بود..، به باریکی عمر من، که هر روز و هر روز کوتاه تر می شود. یک شب دیگر هم گذشت به بی خوابی. شب و روزم با هم قاطی شده است. چه فرقی می کند شب باشد یا روز؟! برای من که هر شب بی خوابم، چه فرقی می کند...؟ .... گمان می کردم فقط چند روز اول این گونه باشد، اما نه. تمام نشد. بی خوابی ام کش آمد؛ همچون تمام...
-
سنگ
جمعه 8 آبان 1394 09:27
به یادت هست آن شب را که تنها به بزمی ساده مهمان تو بودم؟ تو می خواندی که «دل دریا کن ای دوست» من اما غرق چشمان تو بودم؟ تو می گفتی که پروا کن، صد افسوس مرا پروای نام و ننگ رفته است من آن ساحل نشین سنگم، چه دانی چه ها بر سینه ی این سنگ رفته است «مکش دریا به خون» خواندی و خاموش تمنّاگر کنار من نشستی چو ساحل ها گشودم...
-
کوتاه درباره ی «بغض»
چهارشنبه 6 آبان 1394 08:37
از شبکه ی نمایش خانگی، « بغض »را دیدم؛ بغض – کارگردان: رضا درمیشیان، بازی: بابک حمیدیان و باران کوثری بغض ، به عنوان فیلمی تجربه گرا، به لحاظ جسارت در به تصویر کشیدن داستانی با کاراکترهای امروزی و عبور مجانب گونه از کنار خطوط قرمز، فیلم قابل توجهی است؛ استفاده ی مناسب از نورپردازی و رنگ، دوربینی سیّال، کاراکترهایی...
-
نگاهی به کتاب «پیامی در راه»
چهارشنبه 6 آبان 1394 08:22
مرگ پایان کبوتر نیست... به تازگی مطالعه ی کتاب « پیامی در راه » را به اتمام رسانده ام؛ کتابی که مدت ها بود در قفسه ی کتابخانه ام خاک می خورد و من در پی فرصتی برای مطالعه اش بودم؛ اکنون می توانم به جرأت بگویم که جزء بهترین کتاب هایی ست که در مورد زنده یاد «سهراب سپهری» خوانده ام. پیش تر، در مورد کتاب سهراب، مرغ مهاجر...
-
گاهی ما آدم ها...
چهارشنبه 6 آبان 1394 08:18
گاهی ما آدم ها، زنده هستیم به لبخندی، کرشمه ای، نگاهی...، گاهی ما آدم ها، دلخوشیم به دست مهربانی که به سویمان دراز شود...، گاهی ما آدم ها، زنده هستیم به این که کسی با تمام وجود دوستمان داشته باشد...، گاهی ما آدم ها، امید آن را داریم که همه چیز درست شود، آن طور که دلمان می خواهد...، گاهی ما آدم ها،... با این حال، خیلی...
-
غریبانه ای برای «فرهاد مهراد» به بهانه ی چندمین سالگرد خاموشی اش
چهارشنبه 6 آبان 1394 08:16
159 فرهاد مهراد ، مردی که ترانه هایش ورد زبان ها بود یا با سوت بر لب ها جاری می شد؛ هنرمندی یگانه که هیچ گاه تن به ابتذال نسپرد و در عین حال، هیچ گاه اعتقادات گر م اش را جار نزد. مردی که وقتی پشت پیانو می نشست و مرد تنها را می خواند، تنهایی اش را بر صحنه می دیدی...؛ تنها و محجوب و سر به زیر.... روحش شاد؛ یادش گرامی!...
-
درباره ی «مترجم دردها» ، نوشته ی «جومپا لاهیری»
دوشنبه 4 آبان 1394 13:41
حکایت فرهنگ ها... مترجم دردها ، مجموعه ای ست از نُه داستان کوتاه، نوشته ی خانم جومپا لاهیری ، نویسنده ی هندی تبار آمریکایی. نویسنده در اولین کتابش، قصه هایی می آفریند سرشار از جزئیات و دارای ساختارهایی مشخص و حساب شده. جزئیات ، همانند گزارش لحظه به لحظه ای، دقیق و البته در خدمت داستان اند. داستان ها، به جز دوتا که...
-
قرص ماه
دوشنبه 4 آبان 1394 07:22
دیشب قرص ماه کامل بود...؛ از دور به ماه نگاه می کردم. با این که با خودم می گفتم کاش می شد به ماه سفر کنم، اما در دلم ترسی ریشه می دواند؛ ترسی ناشی از تنهایی در فضایی بی کران...؛ در خیالم، در حالی که دور تا دورم را تاریکی احاطه کرده، در برابرم ماه را می بینم؛ وسیع با آتشفشان هایی خاموش. آن وقت ، موسیقی وهمناکی در سرم...
-
لبخند جاودانه
دوشنبه 4 آبان 1394 07:17
در خبرها آمده بود که دانشمندان و باستان شناسان ایتالیایی، در حال واکاوی مقبره ای در فلورانس هستند که احتمال می رود محل دفن مونالیزا باشد؛ همان زن افسانه ای که لئوناردو داوینچی ، چند سالِ آزگار روی پرتره اش کار کرد و امروز این تابلو، در موزه ی لوور ِ پاریس، سالانه پذیرای حدود شش میلیون بازدید کننده است.... اگرچه از...
-
دیوار
دوشنبه 4 آبان 1394 07:13
دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار دیوار بیهوده است کلنگ زدن و عشق و اشک های من! هرچند نمی توان دیوار فاصله را از ریشه کند پروانه ها...
-
برای «شیرکو بی که س»، که چراغ زندگانی اش در غربت خاموش شد...
دوشنبه 4 آبان 1394 07:11
"برای غریبی ام، مرا با ماهیگیر تنهای دریا مقایسه مکن. ماهی می پرد. دیر یا زود، ماهیگیر دیگری برای میهمانی پیشش می آید، یا او به آبادانی می رسد. اما من برای خود... تنها خود برای خود... جزیره ی کوچک و بزرگم. دریا هر اندازه دست کشید و تور موجش را گسترد، باز به غربت من نرسید...." 1 1.آزادی، این واژه ی بی آبرو/...
-
مرثیه ای برای یک هنر
دوشنبه 4 آبان 1394 07:08
بهرام بیضایی در بخش نقالی از کتاب «نمایش در ایران» اش، یادآور می شود که در مجلس رستم و سهراب ، به صحنه ی ضربت خوردن پسر توسط پدر که می رسید، جماعت را حالی دیگر دست می داد...، بسیاری گریه می کردند و برخی از مجلس خارج می شدند تا خبر مرگ سهراب را نشنوند؛ حتی عده ای پیش می آمدند و با خواهش و التماس، و یا حتی پیشکشی ِ قدری...
-
در احوال شیخنا و مولانا، «عباس کیارستمی»
دوشنبه 4 آبان 1394 07:04
در احوال شیخنا و مولانا، «عباس کیارستمی » سید ابراهیم نبوی آن ناجی اطفال صغیر، آن خالق افلام بی نظیر، آن برنده انواع جایزه، آن کاندیدای هر مسابقه، آن قبله سینمای منورالفکر، آن عارف دائم الذکر، آن یاور یتیمان و ابن السبیل،... شیخنا و مولانا و تدنا، شیخ عباس کیارستمی –رضی الله عنه – متفاوت با این و آن بود و دایم در...
-
ونسان ون گوگ؛ شاعر رنگ ها
دوشنبه 4 آبان 1394 06:59
بخشی از پرتره ی ون گوگ، اثر تولوز لوترک، ۱۸۸۷ «هرچه بادا باد! دوباره صعود خواهم کرد؛ دوباره مدادم را که در اثر یأس به زمین گذاشته ام، برخواهم داشت و با طراحی آرامش خواهم یافت.» ونسان ون گوگ، ۲۴ سپتامبر ۱۸۸۰ ( طرح های ون گوگ، اوروان اویتر، ترجمه ی پرویز رضایی، انتشارات توس، چاپ نخست: ۱۳۷۶) آنچه در نقاشی های ون گوگ بیش...
-
دو شعر از «لطیف هلمت»
دوشنبه 4 آبان 1394 06:54
لطیف محمود برزنجی، مشهور به لطیف هلمت – متولد 1947 کفری ِ کرکوک، کردستان عراق اعلامیه طوفان ها تبر های زنگ زده شان را بر زمین می اندازند! (نرگسی می خواهد بروید) تفنگ ها همه خاموش! (کودکی می خواهد بخوابد) دیکتاتورها سراپا گوش! (شاعری می خواهد شعر بخواند) آنکه نمی تواند گلی بر گیسوان معشوقش باشد هرگز نمی تواند خاری شود...
-
نگاهی به رمان «تریو تهران» نوشته ی رضیه انصاری
یکشنبه 3 آبان 1394 07:25
ماه هاست نامت شده دعای بی وقتی من... (از متن کتاب) «تریو تهران»، داستان سه زن در سه مقطع تاریخی ست: عالیه ، منیژه و سالومه ، که در سه بخش به نام آن ها تدوین شده است. لوکیشن اصلی تهران است – هرچند داستان عالیه عمدتاً در غربت می گذرد. آن چه که رضیه انصاری در قالب این سه بخش سعی در به تصویر کشیدن آن دارد، بیش از هرچیز...
-
مرگ مادری که دختر نداشت...
یکشنبه 3 آبان 1394 07:22
دیروز در مراسم خاکسپاری عزیز از دست رفته ای، شهرستان بودیم...؛ عجیب است که پدیده ی «مرگ» ما را اینچنین دور هم جمع می کند! دیروز وقتی گریه ی جماعت را دیدم، با خودم گفتم که چه زود بدی هایی را که در حقّ یکدیگر می کنیم فراموشمان می شود! .... عزیز از دست رفته، مادری بود؛ جوان که بود، شیرزنی بود برای خودش – همه فن حریف....
-
جهار راه
یکشنبه 3 آبان 1394 07:20
سر چهار راه، منتظر سرویس مدرسه بودم.... صبح بود. هنوز چراغ های راهنمایی روشن بودند. مردی ناگهان رفت وسط چهار راه و بلند فریاد کشید: "تو کی هستی؟! من کی هستم؟!" به دور و برم نگاه کردم، مخاطب اش که بود؟ اول صبح بود و مردم عجله داشتند برای رسیدن به سر کارهاشان. انگار کسی متوجه او نبود! رو به دختر جوانی که از...