-
کوتاه درباره ی رمان "اعتماد" از آریل دورفمن
شنبه 9 تیر 1397 16:59
در آستانه ی جنگ جهانی دوم، در تماس تلفنی مردی که خود را لئون می نامد با زنی آلمانی به نام باربارا که تازه وارد پاریس شده است، لئون که ادعا می کند از اعضای جبهه ی مقاومت علیه نازی هاست و دوست مارتین نامزد باربارا ست، به او خبر می دهد که جان مارتین در خطر است... رمان گفت و گو محور است و با توصیف صحنه ی کم. گفت و گوهایی...
-
خیابان عاشقی
پنجشنبه 7 تیر 1397 20:52
در مهرماه نود و سه، تصمیمی را که از مدت ها پیش در ذهنم بود عملی کردم؛ طی کردن خیابان ولیعصر، از ابتدا تا انتها؛ یک صبح تا عصر طول کشید. برای من که پیاده روی را دوست دارم، تجربه ای شگرف بود! حاصلش البته داستانی شد به نام "خیابان عاشقی" که اگرچه هنوز ویرایش نهایی اش باقی مانده است، اما دوستش دارم. بخش هایی از...
-
که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم...
چهارشنبه 6 تیر 1397 14:04
جنگ دارد طرز من با مردم این روزگار در میان عالمم وز اهل عالم نیستم "صائب تبریزی" بشنوید: http://s9.picofile.com/file/8330294700/Parisa.mp3.html تصنیف پیر فرزانه با صدای گرم بانو پریسا که در "سوته دلان" زنده یاد علی حاتمی استفاده شده و عجیب به جان فیلم نشسته است. عنوان هم از متن همین تصنیف است؛ شعر...
-
وقت خواب درخت ها...
سهشنبه 5 تیر 1397 11:35
دنیا ... جای خوبی برای شاعر شدن نیست این بار که برگردم درخت می شوم. "ناهید عرجونی" در آن چند روزی که شهرستان بودیم، یک دم غروبی با سجاد رفتیم سرِ زمین های کشاورزی شان. موتورسواری وقتی که از جاده های روستایی می گذری خیلی کیف دارد؛ باد لای موهایت می پیچد. بوی علف و گل های وحشی دماغت را پر می کند و صدای سیرسیرک...
-
تو را ای کهن بوم و بر دوست دارم...
سهشنبه 5 تیر 1397 01:10
درود بر شما دلاورمردان ایرانی... شما دِینتان را به خاکتان ادا کردید. شما دل مردمان رنج کشیده تان را شاد کردید تا حتی برای لحظاتی هم که شده، دردهایشان را فراموش کنند. شما نام ایران زمین را به تاریخ شکوهمندش گره زدید. درود بر غیرت و شجاعتتان! زنده بادا تماشاگرانی که در تمام طول مسابقه، یک دم از تشویق تیم ملی شان دست...
-
هر دو هفته یک کتاب
شنبه 2 تیر 1397 21:49
دوستان و همراهان گرامی! از فردا (یکشنبه، سوم تیرماه) طرح "هر دو هفته یک کتاب" آغاز خواهد شد؛ کتابِ نخستین دوهفته، اعتماد از آریل دورفمن می باشد. هرگونه نظری درباره ی این کتاب، پس از هفته ی نخست در معرض دید مخاطبان قرار خواهد گرفت. تحلیل ها و نظراتی که طولانی باشند، با ذکر نام نویسنده ی مربوطه، در قالب پست...
-
آقای حسینی!
جمعه 1 تیر 1397 22:16
دیروز پیش از ظهر تا شب، درگیر اثاث کشی رامین بودیم. به هیراد که توضیح دادم کجا می رویم، گفت:"بابا من پول هام رو جمع می کنم و به عمو رامین کمک می کنم. باز هم سکه داری به ام بدی؟!" گفتم:"بله، به ت می دم." گفت:"می خوام پول هام که زیاد شد، برای عمو رامین ماشین و تانک بخرم!" دو تا کارگر گرفته...
-
ای ماه...
پنجشنبه 31 خرداد 1397 19:18
آهوان ، ای آهوان دشتها گاه اگر در معبر گلگشت ها جویباری یافتید آوازخوان رو به استغنای دریاها روان جاری از ابریشم جریان خویش خفته بر گردونه ی طغیان خویش یال اسب باد در چنگال او روح سرخ ماه در دنبال او ران سبز ساقه ها را می گشود عطر بکر بوته ها را می ربود بر فرازش ، در نگاه هر حباب انعکاس بی دریغ آفتاب خواب آن بی خواب...
-
درود بر سربازان وطن!
پنجشنبه 31 خرداد 1397 01:13
دم بچه های تیم ملی فوتبال گرم... ساده نگیریم؛ این روزها شاهد بخش مهمی از تاریخ این مرز و بوم هستیم... در شرایط ناامیدی از فقر و فساد اقتصادی و تحریم و ...، تیم ملی فوتبال همه ی ما را در کنار هم قرار داده است و حداقل برای لحظاتی توانسته است دردهایمان را تسکین ببخشد. با هم می خندیم، با هم هورا می کشیم و دست می زنیم، و...
-
مثل یک رویای خوش...
سهشنبه 29 خرداد 1397 13:01
جای من خالی است جای من در عشق جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار جای من در شوق تابستانی آن چشم جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت جای من خالی است من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟ من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟ "محمدرضا عبدالملکیان" پ.ن.ها: ٭بشنوید: ترانه...
-
مدرسه ای که می رفتم...
دوشنبه 28 خرداد 1397 11:01
شهرستان که بودیم، فرصتی پیش آمد تا مدرسه ی قدیمم را ببینم. جایی که اواخر دهه ی شصت، درس خواندن را از آن جا شروع کردم. آن روزها نامش مدرسه ی شهید عراقی بود و الان دبیرستان دخترانه شده است. نمایشگاه کتاب، بهترین بهانه برای تجدید خاطراتم با آن بود. ساختمان های قدیم مدرسه که چند بخش جدا از هم بودند، بدون تغییر خاصی،...
-
پنجره
یکشنبه 27 خرداد 1397 14:54
ای کاش درختی باشم تا همه تنهایان از من پنجره ای کنند و تماشا کنند در من کاهش دلتنگی شان را... "سلمان هراتی"
-
زنده باد!
جمعه 25 خرداد 1397 22:34
هوراااااااا! تبریک به همه ی دوستداران ایران! زنده باد بازیکنان ایران؛ زنده باد! عجب بازی یی بود؛ چه هیجانی داشت. پ.ن: دوستان بزرگواری که درباره ی طرح " هر دو هفته یک کتاب " در تلگرام پیغام گذاشته اید؛ از آن جا که در سفر هستم، به علت سرعت پایین نت، برای دسترسی به تلگرام مشکل دارم. با عرض پوزش، در اولین فرصت...
-
نسیم زلف تو در باغ خاطرم پیچید...
جمعه 25 خرداد 1397 07:56
دیروز رفتیم روستای پدری، سر خاک زن عمو فرخ. بیشترِ نزدیکان هم بودند. زن ها بر قبر مویه می کردند و مردها کنار ایستاده بودند. عمو، عصای چوبی اش را زیر چانه اش زده بود و نبش قبری نشسته بود. هنوز ریشش را نزده بود که بیشترش سپید شده. هیراد با کوثر، فارغ از حال و هوای جمعیت، به حال خودشان بودند. لابه لای قبرها که در چمن ها...
-
طرح "هر دو هفته یک کتاب"
چهارشنبه 23 خرداد 1397 22:15
دوستان و همراهان فرهیخته خوشحال خواهیم شد که در طرح "هر دو هفته یک کتاب" شرکت کنید تا در کنار یکدیگر کتاب بخوانیم و از نظراتِ هم بهره مند شویم و بر دانش و آگاهی مان بیفزاییم. ++ جزئیات طرح: ٭هر دو هفته یک کتاب خوانده می شود و در انتها نظرات خوانندگان درباره ی آن به اشتراک گذاشته می شود. ٭ ترکیب کتاب ها به...
-
هیراد
دوشنبه 21 خرداد 1397 17:27
٭با جمع کردن بخاری، قدری چیدمان خانه را تغییر دادیم. جای تلویزیون عوض شد. هیراد که یک مبل دونفره نزدیک تلویزیون را تصاحب کرده بود و همیشه دو تا بالش هم پشتش می گذاشت و فیلم های موردعلاقه اش را نگاه می کرد، از این وضعیت ناراضی بود. صدایم کرد که:"بابا می خوام یه چیزی درِ گوشِت بگم." پیش آمد و آرام...
-
سر بگذار بر درد بازوان من...
دوشنبه 21 خرداد 1397 09:03
از رنجی خستهام که از آنِ من نیست بر خاکی نشستهام که از آنِ من نیست با نامی زیستهام که از آنِ من نیست از دردی گریستهام که از آنِ من نیست از لذّتی جان گرفتهام که از آنِ من نیست به مرگی جان میسپارم که از آنِ من نیست. "احمد شاملو" پ.ن: عنوان از "نیکی فیروزکوهی"
-
زنگ آخر زنگ غیبت، وقت خوب سینما بود...
شنبه 19 خرداد 1397 23:31
تاریکی سینما جان می دهد برای گرفتن دستانت اینجا... هیچ صحنه ای را کات نمی دهند. "محمد ابراهیم گرجی" سینما عصر جدید، با نام سابقِ تخت جمشید، از قدیمی ترین سینماهای تهران (۱۳۲۱) و البته از معروف ترین آن هاست. این سینما معروفیتش را به خاطر نمایش فیلم های خاص و اصطلاحا هنری به دست آورده است و از قدیم پاتوق...
-
پر نقش تر از فرش دلم بافته ای نیست...
سهشنبه 15 خرداد 1397 15:08
گفتم بدوم تا تو همه فاصلهها را تا زودتر از واقعه گویم گِلهها را چون آینه پیش تو نشستم که ببینی در من اثر سختترین زلزلهها را پر نقشتر از فرش دلم بافتهای نیست از بس که گره زد به گره حوصلهها را ما تلخی نه گفتنمان را که چشیدیم وقت است بنوشیم از این پس بلهها را بگذار ببینیم بر این جغد نشسته یک بار دگر پر زدن...
-
الیور توئیست
سهشنبه 15 خرداد 1397 03:44
وقت کتاب خواندن خوابم برد؛ دیر وقت بیدار شدم و تلویزیون را روشن کردم؛ شبکه ی نمایش که معمولا ساعت یک پس از نیمه شب فیلم های قدیمی را پخش می کند، داشت "الیور توئیست" را نمایش می داد؛ نسخه ی سیاه و سپیدی که پیش تر آن را ندیده بودم. نشستم پای فیلم و چه فیلمی بود! الیور توئیست؛ دیوید لین، ۱۹۴۸، انگلستان فیلم را...
-
منت خدای را عزّوجل...
یکشنبه 13 خرداد 1397 19:39
صبح باران ریزی می بارید. روز خوبی بود امروز؛ صبح، دوست نازنینی که می داند من عاشق ترشیجات هستم، یک دبه سیرترشی چندساله برایم آورد و دوست عزیزی هم یک پایه ی گوشی موبایل، از آن ها که روی داشبورد نصب می شوند، به ام بخشید. خدایا! شکر به خاطر همه ی زیبایی هات. پ.ن: عنوان که از گلستان سعدی و معرف حضور دوستان فرهیخته هست؛ در...
-
رگبار...
شنبه 12 خرداد 1397 19:21
عصر که می شود، آسمان ابر می گیرد و بعدش رگبار شروع می شود...؛ این، خلاصه ی هوایِ این روزهای تهران است. همین که رگبار شروع شد، سرم را از پنجره بیرون بردم تا خیسِ باران شود. حس خوبی داشت! توی مدرسه، پدر یکی از شاگردهام را در راهرو دیدم؛ نمی دانم چطور مرا شناخت، چون یادم نمی آمد دیده باشمش. گفت:"آقای بابایی؟"...
-
کدام آه مگر برده است راه به ماه...
سهشنبه 8 خرداد 1397 22:13
شعر زیر سروده ی دوست خوب و هنرمندم، "جعفر مقیمیان" است که لطف کرده اند و برای وبلاگ ارسال کرده اند. با سپاس از این دوست فرهیخته، برایشان شادی و سرور همیشگی آرزومندیم. چقدر فکر کنم هر شبِ سیاه به ماه؟ کدام آه مگر برده است راه به ماه؟ تو هیچگاه نگفتی که این غم انگیز است که دل ببندد، آبِ درون چاه به ماه سوالْ...
-
خوشا نظربازیا که تو آغاز می کنی...
سهشنبه 8 خرداد 1397 16:44
مرا تو بیسببی نیستی . بهراستی صلتِ کدام قصیدهای ای غزل؟ ستارهبارانِ جوابِ کدام سلامی به آفتاب از دریچهی تاریک؟ کلام از نگاهِ تو شکل میبندد . خوشا نظربازیا که تو آغاز میکنی ! پسِ پُشتِ مردمکانت فریادِ کدام زندانیست که آزادی را به لبانِ برآماسیده گُلِ سرخی پرتاب میکند؟ ــ ورنه این ستارهبازی حاشا چیزی بدهکارِ...
-
جهان در صدای تو آبی ست...
سهشنبه 8 خرداد 1397 15:24
صدای تو را دوست دارم صدای تو، از آن و از جاودان میسراید صدای تو از لالهزاران که در یاد میآید صدای تو را، رنگ و بوی صدای تو را، دوست دارم. جهان در صدای تو آبی ست و زیر و بم هر چه از اصفهان در صدای تو آبی ست. و هر سنت از دیرگاهان و هر بدعت از ناگهان در صدای تو آبی ست. "اسماعیل خوئی"
-
شب
سهشنبه 8 خرداد 1397 00:59
شب تاریخ دلتنگی ست و تو شب منی.. "محمود درویش" پ.ن: نقاشی از "مارک شاگال"
-
پاییز
دوشنبه 7 خرداد 1397 13:56
چگونه میشود با یک سلام آدم را بگیرند از او تقویمی با چهار پاییز به او تحویل دهند؟ "هرمز علی پور"
-
چنار...
یکشنبه 6 خرداد 1397 12:32
کاش سرم را بردارم و برای هفتهای در گنجهای بگذارم و قفل کنم در تاریکی یک گنجه خالی روی شانههایم جای سرم چناری بکارم و برای هفتهای در سایهاش آرام گیرم. "ناظم حکمت" بشنوید: ترانه ی عاشقانه ی کُردی "باران"، با صدای "حدیث صادق ایوبی" http://s8.picofile.com/file/8327585784...
-
فینال
یکشنبه 6 خرداد 1397 01:58
"فوتبال آخرین تجسمِ مقدس دوران ماست. فوتبال در سطوح زیرینش حتی اگر یک سرگرمی هم باشد، چیزی مانند یک آیین مقدس است. در حالی که دیگر آیینهای مقدس، در حال زوالاند، فوتبال تنها چیزی است که با ما باقی میماند، فوتبال نمایشی است که جایگزین تئاتر شده است." نقل قولی از "پیر پائولو پازولینی" نشستم پای...
-
از تو کجا گریزم؟...
شنبه 5 خرداد 1397 15:49
عاشق شو و مستی کن ، ترک همه هستی کن ، ای بت نپرستیده بتخانه چه می دانی ... "مولانا" بشنوید: تصنیف "از تو کجا گریزم؟"، با صدای "علیرضا قربانی"، شعر از "مولانا" http://s8.picofile.com/file/8327510142 /Ghorbani_Az_To_Koja_Gorizam.Mp3.html