-
محرمانه لس آنجلس
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:31
محرمانه لس آنجلس، کرتیس هنسن، ۱۹۹۷ فیلمنامه ی این فیلم که نوشته ی برایان هلگلند و کرتیس هنسن است، اقتباسی ست از بخش سوم یک رمان چهاربخشی پر فروش، نوشته ی جیمز الروی (معروف به سگ شرور) که به لس آنجلس در مقطع زمانی ۱۹۴۰ تا ۱۹۶۰ می پردازد. الروی تصاویر متضادی از لس آنجلس را پیش چشم خواننده آورده و پستی ها و پلشتی های این...
-
مصائب «میس کال»
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:29
بالاخره فیلم م ساخته شد!... سه شنبه فیلمبرداری داشتیم. صبح ش سر کلاس بودم. نهار نخورده، کلاس تقویتی داشتم تا دوی بعداز ظهر. بعد مسعود برادرم سراغم آمد و به اتفاق دخترش شقایق به طرف لوکیشن حرکت کردیم. شقایق قرار بود نقش کودک داستان را بازی کند. از سه در لوکیشن بودیم. سعید هم پیش تر آمده بود، که دانشجوی سینماست. آقای...
-
Final Cut
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:23
خیلی هیجان دارم؛ هیجانی توام با استرس! هفته ی پیش بود که استادمان در کارگاه فیلمسازی، یکی از طرح های من را پذیرفت. هرکدام از کسانی که طرحشان برگزیده می شد، باید گروهی را تشکیل می دادند. ما را فرستادند روی سن و گروهمان با رایزنی ها و گپ و گفت ها شکل گرفت. قرار بر این شد که فیلمنامه هایمان را نوشته و دکوپاژ کنیم و آن را...
-
پنجره ی خوابت را باز بگذار عشق من!
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:19
پنجره ی خوابت را باز بگذار عشق من! امشب هم می آیم. پیرهن نارنجی تنت کن چکمه قهوه ای بپوش موهات را بریز دور شانه ات و راه بیفت امشب می خواهم در بارسلونا قدم بزنیم یا در فلورانس شاید بخواهی کنار برج ایفل یا شهری دیگر هر جا تو خواستی هر جا که شد با سرنوشت نمی توان در افتاد پنجره ی خوابت را باز بگذار... "عباس...
-
قصه نیستم که بگویی...
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:18
چهل ساله به نظر می رسید. لاغراندام، با صورتی استخوانی و چشمانی بی رنگ. انتهای سبیل باریک اش در گونه هایش فرو رفته بود. پیراهنی چهارخانه پوشیده بود که کمربند اش، آنرا محکم به شلوار خاکی و کثیف اش رسانده بود. کفش ها هم خاکی بودند. - شما ببخشینش. به خدا، این چندمین باره که می آم مدرسه. از آقای نجفی بپرسین. - قبلا هم درسش...
-
سکوت بره ها
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:14
سکوت بره ها، جاناتان دمی، ۱۹۹۱ فیلم از نماهای معرف به خوبی استفاده می کند؛ نگاهی به شروع فیلم و آشنایی با کلاریس (جودی فاستر) و محیط کار او، یا اولین برخوردش با دکتر لکتر )آنتونی هاپکینز) از جمله ی این ها هستند. در این موارد، موسیقی وهم انگیز هاوارد شور انگار حادثه ای قریب الوقوع در آینده را پیش بینی می کند. تحلیل این...
-
کوتاه درباره ی کتاب «زن وسطی»
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:12
«زن وسطی»، مجموعه ی بیست داستان کوتاه از نویسندگان آمریکای لاتین است؛ نام هایی شناخته شده همچون بورخس و کورتاسار، در کنار نام های کم تر دیده شده. برای من اما، داستان های نام های غریبه جذاب تر بودند. داستان ها اغلب فضاهای تیره و تاری دارند که برآمده از شرایط مردمان آمریکای لاتین است؛ سرزمینی با تاریخی پر از کودتا و...
-
شورش بی دلیل
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:10
شورش بی دلیل، نیکلاس ری، ۱۹۵۵ با این که در دهه ی چهل میلادی، فیلم هایی با موضوع بحران های دوران بلوغ، و کشمکش های بین نسل های جدید و قدیم تا حدی رایج شده بود، اما «شورش بی دلیل» نیکلاس ری یک گام بلند رو به جلو در این زمینه بود که با جسارتی بسیار بیش تر از فیلم های پیش از خودش به این موضوع می پرداخت. جیمز دین فقید که...
-
وقت تماشای کازابلانکا عاشقت شدم
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:07
بخشی از سکانس پایانی کازابلانکا: بشنوید. http://s3.picofile.com/file/7595421391/ BERTIE_HIGGINS_casabelanka_Remix_.mp3.html پ.ن. ها: * این ترانه در سال ۱۹۸۴، و صرفا در حال و هوای فیلم اجرا شده است و ترانه ی اصلی آن نیست. ترانه ی اصلی فیلم کازابلانکا، « همچنان که زمان می گذرد» (As time goes by) می باشد. * لذت شنیدن این...
-
کازابلانکا
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:03
«کازابلانکا» یک بار دیگر اهمیت «جغرافیا» را در سینما نشان می دهد. فیلم وابسته به جغرافیاست؛ کازابلانکا با سر و شکلی که در فیلم برایش تعریف می شود، قابلیت رخدادها را می یابد. شهری با بافتی گرم و خشک، که همچون دروازه ای ست برای ورود به دنیای آزاد. دقایق اولیه ی فیلم، به معرفی این جغرافیا اختصاص دارد. ریک ( همفری بوگارت)...
-
کوتاه درباره ی کتاب «دوست بازیافته»
چهارشنبه 27 آبان 1394 09:01
«دوست بازیافته»، قصه ای مابین یک رمان، و یک داستان کوتاه است. اما آن قدر خوب نوشته شده که تا مدت ها با آدم ها و فضایش زندگی خواهید کرد. این قصه یک بار دیگر به ما نشان می دهد که چگونه باورها و اعتقادات غلط، دنیای پر از شگفتی و زیبایی ما را به ویرانه ای زشت تبدیل می کند. که یک ایدیولوژی تا کجاها می تواند پیش برود. که...
-
درباره ی «جاذبه»، ساخته ی «آلفونسو کوارون»
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:58
"دیگه رانندگی بی هدف کافیه!" (از دیالوگ های فیلم) جاذبه با تصاویری چشم نواز از فضا آغاز می شود؛ نوعی آرامش بر همه چیز حاکم است. فضانوردان رایان (ساندرا بولاک) و مت (جرج کلونی) به آرامی مشغول کارند و یکی دیگر هم در حال لذت بردن از پیاده روی در فضا. در این حال مت از رایان می پرسد: " تو از چی ِ این بالا...
-
کوتاه درباره ی کتاب «تمام زمستان مرا گرم کن»، نوشته ی «علی خدایی»
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:54
کتاب، مجموعه ای ست از ده داستان کوتاه، که به جز یکی دوتا، همگی در نوع خودشان قابل تامل و ستایش اند. داستان هایش نه تنها به روز اند، بلکه به فرم های مختلفی نوشته شده و به دور از یکنواختی اند.داستان هایی هم به لحاظ ساختار و هم به لحاظ فرم قدرتمند. نویسنده با شکستن فضا (زمان-مکان) و ترکیب واقعیت و خیال، موفق به پی ریزی...
-
انجمن شاعران مرده
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:52
از دیالوگ های فیلم «انجمن شاعران مرده» از پیتر ویر آقای کیتینگ (رابین ویلیامز): " ...ما شعر رو چون زیباست نمی نویسیم و نمی خونیم؛ ... ما شعر رو می نویسیم و می خونیم چون انسانیم و انسان سرشار از احساس و اشتیاقه. ... پزشکی، حقوق، تجارت و مهندسی حرفه های خوبی هستن و برای حفاظت از زندگی انسانی لازمند، اما شعر،...
-
کوتاه درباره ی کتاب «آدم ها»، نوشته ی احمدغلامی
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:49
حکایت آدم های آشنا «آدم ها»، مجموعه ای ست شامل شصت و دو داستان کوتاه درباره ی آدم ها و سرنوشتشان؛ اسامی قصه ها هم اغلب نام آدم هایش را با خود یدک می کشد؛ نام هایی خاص مانند جلال دلقک، اصغر سیاست، اسی دزده، حسن چهچه، ابی گوش دراز و ... که متناسب با قصه، انتخاب شده اند. شیوه ی روایت کتاب، ساده، روان و با لحنی خودمانی ست...
-
بانی و کلاید
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:47
بانی و کلاید، آرتور پن، ۱۹۶۷ دهه ی سی، دهه ی معروف به رکود اقتصادی در آمریکا و برخی کشورهای دیگر است؛ دهه ی از کار افتادن کارخانه ها و سقوط بورس، و همزمان قدرت گرفتن بانک ها. در این دهه فقر و بیکاری تشدید شده و بزهکاری های اجتماعی به اوج خود می رسد. در چنین دهه ای، کلاید (وارن بیتی) یک سارق خرده پا، با دختری به نام...
-
به یاد«شجاع دل»
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:36
«شجاع دل»، فیلمنامه ای با ساختاری محکم دارد که جغرافیا عنصر مهمی در آن است؛ جغرافیایی که زمینه های قهرمان پروری را مهیا می کند. اسکاتلندی که فیلم به تصویر می کشد، سرزمینی بکر و زیباست. ویلیام والاس قهرمانی تصویر می شود که اعتماد به نفس از دست رفته ی اسکاتلندی ها را به آن ها باز می گرداند. قهرمانی از متن مردم که شعارش...
-
بخشی از فیلمنامه ی «دالان سبز»
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:31
∆ داخلی - بلوک E- شب جان کافی آرام در سلولش نشسته، یک شب تاب به تنهایی دور انگشتش می چرخد. پل و افرادش می آیند.حشره ای پرواز می کند و از پنجره ی کوچک سلول کافی خارج می شود. کافی : سلام رئیس. پل : سلام جان. بروتال قفل درِ سلول را باز می کند. پل داخل می شود. پل : فکر کنم بدونی برای چی اومدیم. دو روز دیگه است. برای شام...
-
سمفونی کتاب، چای و کوه
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:27
«فرهنگ، بدون یک داستانگویی صادقانه و قدرتمند نمی تواند شکوفا شود. وقتی جامعه پیوسته مخاطب شبه داستان های ظاهر فریب و توخالی قرار می گیرد، دچار زوال و ضعف می شود. ما نیازمند هجویه ها و تراژدی های راستینیم، درام ها و کمدی هایی که زوایای تاریک روح بشر و جامعه ی انسانی را روشن کنند.» داستان، رابرت مک کی، ترجمه ی محمد...
-
مثل نقاشی های رمانتیک
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:25
دیروز هیراد تب بالایی داشت. تهران که بودیم مریض شد. بردیمش دکتر و حالش رو به بهبودی رفت. از دیروز به مرور حالش بد شد. نمی دانم از این است که خانه بند نمی شود، یا آن که من روز بیست و نهم بردمش بیرون که هوا سرد بود، یا چیز دیگر. به هر حال دیروز اصلا حوصله نداشت. بی قراری می کرد و یکسر شیر می خورد. سر شب تب اش بالا رفت....
-
توصیه هایی برای نوشتن
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:22
دیروز در کارگاه قصه نویسی، استاد در مورد ریموند کارور صحبت کرد و از جمله توصیه هایی از او را در باره ی نوشتن خواند که مهم ترین هایش در ادامه می آید: ** واژگان را در جای خودشان به کار ببرید؛ تجسمی، دقیق و روشن. از ابهام در توصیفات بپرهیزید. ** از توصیفات شاعرانه یا صرفا ادبی بپرهیزید. (استثنا هم دارد) آنچه را در پی...
-
یک روز...
چهارشنبه 27 آبان 1394 08:19
یک روز، بلکه پنجاه سال دیگر موهای نوه ات را نوازش می کنی در ایوان پاییز و به شعرهای شاعری می اندیشی که در جوانی ات عاشق تو بود شاعری که اگر زنده بود هنوز هم می توانست موهای سپیدت را به نخستین برف زمستان تشبیه کند و در چین دور چشمانت حروف مقدس نقش شده بر کتیبه های کهن را بیابد... یک روز بلکه پنجاه سال دیگر ترانه ی من...
-
دلتنگی های نقاش خیابان چهل و هشتم
چهارشنبه 27 آبان 1394 07:37
نیکلسن گفت: « فقط به همین یه سوال جواب بده. آموزش و پرورش مورد علاقه ی منه. آخه، کار من تدریسه. برا همین می پرسم.» تدی گفت:« ببین... مطمئن نیستم که چه کارهایی می کردم، اما چیزی که یقین دارم کنار می ذاشتم، نحوه ی شروع تحصیل بچه هاست.» دست هایش را بر هم تا کرد، کمی فکر کرد و گفت:« فکر می کنم بچه ها رو دور هم جمع می کردم...
-
پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته
چهارشنبه 27 آبان 1394 07:35
زنده باد جنون! پرواز بر فراز آشیانه ی فاخته، میلوش فورمن، ۱۹۷۵، آمریکا فیلم با ورود خودرویی به دشتی سرد و نیمه تاریک آغاز می شود. چراغ های خودرویی که حامل مک مورفی (جک نیکلسن) اند، تاریکی دشت را می شکافند. موسیقی یی با مایه های سرخ پوستی، و البته لحنی بداهه نوازانه، که رنگ و بوی طبیعت دارد، این صحنه را همراهی می کند،...
-
دیدار با دوست ندیده
چهارشنبه 27 آبان 1394 07:32
چه قدر خوب است که دوست ندیده ای را ببینی.. دیروز عصر بعد از مدت ها سری به موسسه ی کارنامه زدم. کارنامه ی دوره ی فیلمنامه نویسی ام را که در محضر آقای تقوایی گذرانده بودم گرفتم! بعد اش در کافی شاپ کوچک موسسه، آن دوست ندیده را دیدم. یک دوست وبلاگی که مدت هاست نوشته هایش را می خوانم. چه دیدار خوبی بود! همان طور که فکر می...
-
درباره ی فیلم «تک تیرانداز آمریکایی»
چهارشنبه 27 آبان 1394 07:26
«تک تیرانداز آمریکایی» در قالب روایت زندگانی یک تک تیرانداز واقعی آمریکایی که در جنگ عراق شرکت می کند، سعی دارد فقط یک فیلم بیوگرافی نباشد و به ابعاد دیگر حضور سربازان در جبهه های جنگ نیز بپردازد. فیلم به سرعت ما را با قهرمان فیلم آشنا می کند و سر راست داستان اش را پی می گیرد. لحظات پر کششی را خلق می کند و توانایی جذب...
-
راه عشق و حقیقت
جمعه 22 آبان 1394 09:41
از دیالوگ های فیلم «گاندی»، ریچارد آتن بورو گاندی (بن کینگزلی): « هر وقت که ناامید می شوم، یادم می آید که راه حقیقت و عشق همیشه برنده است. شاید این جا ظلم ها و کشتارهایی وجود داشته باشند و در دورانی شکست ناپذیر به نظر برسند، اما در انتها همیشه شکست می خورند. به این فکر کنید: همیشه.» ۹۳
-
حرمت نگه دار...
جمعه 22 آبان 1394 09:33
حرمت نگه دار دلم گلم که این اشک ، خون بهای عمر رفته من است میراث من! نه به قید قرعه نه به حکم عرف یک جا سند زده ام همه را به حرمت چشمانت به نام تو مهر و موم شده با آتش سیگار متبرک ملعون! کتیبه خوان خطوط قبایل دور این ؟ این سرگذشت کودکی است که به سرانگشت پا هرگز دستش به شاخه هیچ آرزویی نرسیده است هرشب گرسنه می خوابید...
-
خانه دختر
جمعه 22 آبان 1394 09:22
بکارت... فیلم بیشتر از هرچیز، وامدار ایده ی فیلمنامه اش می باشد. «بکارت»، دستمایه ی اصلی این فیلم است. موضوعی که در اجتماع ما تابو به حساب می آید. فیلم اما اگرچه در جاهایی تاثیرگزار می نماید، اما اتفاقا بیشترین ضربه را از همان فیلمنامه خورده است. ایده در این جا فقط در خدمت برانگیختن کنجکاوی و احساسات مخاطب قرار گرفته...
-
بهترین کار دنیا!
جمعه 22 آبان 1394 09:19
توی صف جشنواره ام الان، ساعت ۱۸:۴۵. صف از جلوی سینما آزادی شروع شده و من الان در خیابان بغل سینما، از ساختمان سینما هم آن طرف ترم! صف برای تماشای فیلم «اعترافات ذهن خطرناک من» از هومن سیدی است. خدا کند موفق به تماشای فیلم بشوم، و البته فیلم خوبی هم باشد. سانس فیلم ۱۹:۳۰ است و حدود بیست دقیقه ای می شود که توی صف ام....