-
فروشنده
جمعه 1 بهمن 1395 16:07
اریک فروم ، جامعه شناس و روانکاو معروف آلمانی عقیده دارد که در جامعه ی سرمایه داری، مبنای هویت انسان بر «داشتن» است و کسانی که فاقد سرمایه باشند، از بحران هویت رنج می برند. در نمایشنامه ی «مرگ فروشنده» ی آرتور میلر ، «ویلی» کاراکتر اصلی نمایشنامه، در جامعه ای صنعتی گیر افتاده و معلق، هر بار به دست آویزی چنگ می اندازد...
-
حس خوب...
جمعه 1 بهمن 1395 09:32
دیروز داستان «رگبار» را در کانون ادبیات خواندم؛ بازخوردها خوب بود. روز خوبی بود، حس خیلی خوبی داشتم. بعد از کلاس مسافتی طولانی را پیاده رفتم، حالم بهتر هم شد.
-
نفس...
جمعه 1 بهمن 1395 08:29
حتی یک نفر در این دنیا شبیه تو نیست... نه در نفس کشیدن، نه در نفس نفس نفس زدن، و نه از قشنگی... نفس مرا بند آوردن... "عباس معروفی"
-
پلاسکو...
پنجشنبه 30 دی 1395 19:37
در شوک خبر فروریختن ساختمان پلاسکو... من به دستان پر از تاول این طرف را می کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زان دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد... "مهدی اخوان ثالث"
-
حالم خوب است!
چهارشنبه 29 دی 1395 17:36
سیمین دانشور نخستین اثرش را که «آتش خاموش » نام دارد، د ر۲۲ سالگی نوشت ودر ۲۷ سالگی چاپ کرد؛ البته این داستان مشق اول او بود. وقتی که آن را به صادق هدایت نشان داد و نظرش را خواست، او به سیمین گفت: « اگر من به تو بگویم چطور بنویس و چکار کن دیگر خودت نخواهی بود ، بنابراین بگذار دشنامها و سیلی ها را بخوری تا راه بیفتی،...
-
پل نیومن..!
سهشنبه 28 دی 1395 23:01
-
عشق است...
سهشنبه 28 دی 1395 10:51
عشق است این که یک نفر آغاز می کند هر روز صبح را به هوای سلام تو... "امید نقوی" پ.ن: بشنوید ، قطعه ی when the love falls، از Yiruma
-
گر به دستیم، دست تو باشد...
دوشنبه 27 دی 1395 19:06
گر به دستیم، دستِ تو باشد وآنچه گرمی دهد هستیام را گردشِ چشمِ مستِ تو باشد... "محمدرضا شفیعی کدکنی"
-
زمانه
دوشنبه 27 دی 1395 18:54
هنرمندان ما هرچه با خود معاصرتر باشند از زمانه خود دورتر نگه داشته مىشوند. جواز نمایش آثار تو به روزى در آینده حواله مىشود که تاریخ مصرف آن گذشته باشد. (از نامه ی "احمد شاملو" به "علیرضا اسپهبد") عکس از «الناز ناطقی»
-
نیمی آتشم، نیمی باران...
یکشنبه 26 دی 1395 19:22
دلم برای تو تنگ شده است اما نمی دانم چکار کنم مثل پرنده ای لالم که می خواهد آواز بخواند و نمی تواند نیمی آتشم، نیمی باران. اما بارانم، آتشم را خاموش نمی کند... "رسول یونان"
-
هوای خواب ندارد...
شنبه 25 دی 1395 19:16
آخرین باری که اتوبوس دوطبقه سوار شدم، سال هفتاد و پنج بود. دانش آموز بودم و تابستان، دو ماه کار کردم. محل کارمان نازی آباد بود و من هر روز با اتوبوس دو طبقه سر کار می رفتم؛ یادش بخیر! همیشه دوست داشتم طبقه ی بالا بنشینم و از آن بالا آدم ها را تماشا کنم! ..... کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت؟ که تشنه مانده دلم در هوای...
-
بامت بلند...
جمعه 24 دی 1395 21:40
بامت بلند باد که دلتنگی ات مرا از هر چه هست غیر تو بیزار کرده است... "فاضل نظری"
-
Insomnia
جمعه 24 دی 1395 01:25
ساعت ۱:۲۰ بامداد: هیراد نگذاشت فیلم «فروشنده» را ببینیم که همین امروز دی.وی.دی اش را خریدم؛ آمد و «گارفیلد» را توی دستگاه گذاشت! دارم برگه تصحیح می کنم؛ یکی از بچه ها پایین برگه اش نوشته: "من یه بازیگرم و یه روز همه من رو می شناسن." حوصله ی برگه تصحیح کردن را ندارم، بی خیالش! ........ ساعت ۲:۳۰ بامداد:...
-
با ما منشین..!
پنجشنبه 23 دی 1395 08:35
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی "حافظ"
-
بادیگارد
چهارشنبه 22 دی 1395 18:39
به لطف یکی از دوستان، تعدادی فیلم به دستم رسیده است و من بعد از مدت ها فرصت تماشای فیلم را پیدا کرده ام و امیدوارم بتوانم درباره شان- هرچند مختصر- بنویسم. ... بادیگارد - ابراهیم حاتمی کیا جدا از ایده ی فیلم که به زندگی یک محافظ می پردازد و این در سینمای ما تازگی دارد، همه ی نشانه های آشنای فیلم های برجسته ی حاتمی کیا...
-
مرا بشوی با شراب موج ها...
سهشنبه 21 دی 1395 21:28
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها،ز...
-
...sleep out in the rain
سهشنبه 21 دی 1395 07:15
دیشب باران می بارید و این ترانه ی زیبا را امروز صبح پست می کنم که از ترانه های مورد علاقه ام هست. ترانه ی "When A Man Loves A Woman" با صدای MICHAEL BOLTON When a man loves a woman Can't keep his mind on nothin' else He'd trade the world For a good thing he's found If she is bad, he can't see it She can do...
-
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت...
دوشنبه 20 دی 1395 14:59
بشنوید ؛ صدای «علی اصغر شاهزیدی»، شعر از بیژن ترقی، آهنگ از علی تجویدی و تنظیم از فریدون شهبازیان عکس از «برونو باربی»
-
لبریزم از تو...
شنبه 18 دی 1395 23:48
کجا پنهان کنم تو را؟! پشت کدامین واژه کدامین سطر که از خط شعرهایم بیرون نزنی و طبل رسوایی ام را نکوبی کجا پنهان کنم تو را ؟! که گونه هایم از عشق گل نیندازند چشمانم از دوری ات نبارند و دستانم بهانه ات را نگیرند لبریز ام از تو عطر دلدادگی ام تمام شهر را پر کرده است و تو آشکارترین پنهان منی. "سارا قبادی"
-
استاد تویی...
جمعه 17 دی 1395 06:33
در خرابه های یک دهکده، کمال الملک مشغول کشیدن تابلویی از یک پیرمرد روستایی است. کمال الملک آرام آرام به طرف منزلش به راه می افتد و پس از گذشتن از کوچه باغ های ده، بالاخره به خانه می رسد و بر روی سکوی جلو خانه می نشیند. یارمحمد از راه می رسد؛ وارد خانه می شود و یک ظرف سیب برای استاد می آورد. یار محمد: بفرمایید استاد؛...
-
راز...
پنجشنبه 16 دی 1395 18:35
خداوندا تمام حرف های جهان یک طرف این راز یک طرف: آیات شما چه قدر، شبیه به لبخند اوست! "شمس لنگرودی"
-
خسته ام...
چهارشنبه 15 دی 1395 13:02
بشنوید ؛ ترانه ی «خسته»٬ با صدای زنده یاد "فرهاد مهراد"، از فیلم «زنجیری»(خسرو یحیایی، ۱۳۵۱) ترانه: تورج نگهبان، موسیقی: محمد اوشال عکس از «پوریا حسینی»
-
جایی در امتداد آشفتگی موهات...
سهشنبه 14 دی 1395 20:01
جهان از چشمهای تو شروع میشود و جایی در امتداد آشفتگی موهات به باد میرود... "کامران رسول زاده" پ.ن: تصویر، نگاره ای معروف از خمسه ی نظامی ست؛ خسرو ، در حال تماشای شیرین. مکتب شیراز؛ دوره ی صفویه. این نگاره هم اکنون در گالری هنر فریر در واشنگتن نگهداری می شود.
-
چهار تفنگدار...!
سهشنبه 14 دی 1395 09:33
سر جلسه ی امتحان، مراقب کلاسی بودم که در آن چهار نفر معلول جسمانی بودند. یکی شان پاهایش مشکل داشت؛ به کمک دیوار و میز جا به جا می شد. سبیلو و خنده رو بود و التماس دعا داشت ! قیافه اش مرا یاد چارلز برانسون انداخت! یکی دیگر مشکل لگن داشت. معلوم بود درسخوان است و البته خیلی مؤدب بود. هم او ویلچر دانش آموز دیگری را جا به...
-
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل...
دوشنبه 13 دی 1395 18:34
بشنوید ؛ تصنیف «زبان نگاه» با صدای "همای"، شعر از "هوشنگ ابتهاج"
-
چگونه؟!...
دوشنبه 13 دی 1395 11:34
انسانی که با سکوت دمخور نشود نمیتواند که با عشق من حرفی بزند . کسی که با چشمش «باد» را نبیند چگونه میتواند کوچم را درک کند؟ کسی که به صدای سنگ گوش نسپارد نمیتواند صدایم را بشنود کسی که در ظلمت نزیسته چگونه به تنهایی من ایمان میآورد؟ "شیرکو بیکس" پ.ن: عکس از «نیکلاس گودن»
-
هیراد...
یکشنبه 12 دی 1395 14:02
هیراد را برده بودم پارک؛ طبق معمول با شبکه ای از طناب های به هم پیوسته بازی می کرد که خودش به آن ها تارهای عنکبوتی می گوید! دختر بچه ای هم قد و قواره ی خودش آمد آن جا و او هم مشغول بازی شد. هیراد ازش پرسید:«اسمت چیه؟» دخترک پاسخ داد:«آتیش مامان!»
-
روزی عشاق
یکشنبه 12 دی 1395 06:19
نسیم، عطر تو را صبح با خودش آورد و گفت: روزی عشاق با خداوند است... "قاسم صرافان"
-
من همینم که هستم!
شنبه 11 دی 1395 20:22
«من همینم که هستم شاخ نیستم ، چون گاو نیستم خاص نیستم، چون عقده ندارم بالا نیستم ، چون پرچم نیستم فقط آدمم، چیزی که خیلی ها نیستن!» این متن را یکی از بچه ها با ماژیک روی دیوار کلاسشان نوشته بود؛ کلاسی که مراقب جلسه ی امتحان انشایشان بودم؛ برگه را که تحویل می دادند، می خواندمش. جالب بود نوشته هاشان! یکی از موضوعات این...
-
دست های تو...
شنبه 11 دی 1395 15:30
سرم را نه ظلم می تواند خم کند، نه مرگ، نه ترس! سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود... "ناظم حکمت"