-
Insomnia
جمعه 24 دی 1395 01:25
ساعت ۱:۲۰ بامداد: هیراد نگذاشت فیلم «فروشنده» را ببینیم که همین امروز دی.وی.دی اش را خریدم؛ آمد و «گارفیلد» را توی دستگاه گذاشت! دارم برگه تصحیح می کنم؛ یکی از بچه ها پایین برگه اش نوشته: "من یه بازیگرم و یه روز همه من رو می شناسن." حوصله ی برگه تصحیح کردن را ندارم، بی خیالش! ........ ساعت ۲:۳۰ بامداد:...
-
با ما منشین..!
پنجشنبه 23 دی 1395 08:35
گر همچو من افتادهٔ این دام شوی ای بس که خراب باده و جام شوی ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم با ما منشین اگر نه بدنام شوی "حافظ"
-
بادیگارد
چهارشنبه 22 دی 1395 18:39
به لطف یکی از دوستان، تعدادی فیلم به دستم رسیده است و من بعد از مدت ها فرصت تماشای فیلم را پیدا کرده ام و امیدوارم بتوانم درباره شان- هرچند مختصر- بنویسم. ... بادیگارد - ابراهیم حاتمی کیا جدا از ایده ی فیلم که به زندگی یک محافظ می پردازد و این در سینمای ما تازگی دارد، همه ی نشانه های آشنای فیلم های برجسته ی حاتمی کیا...
-
مرا بشوی با شراب موج ها...
سهشنبه 21 دی 1395 21:28
نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود نگاه کن تمام هستی ام خراب می شود شراره ای مرا به کام می کشد مرا به اوج می برد مرا به دام می کشد نگاه کن تمام آسمان من پر از شهاب می شود تو آمدی ز دورها و دورها ز سرزمین عطرها و نورها نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها،ز...
-
...sleep out in the rain
سهشنبه 21 دی 1395 07:15
دیشب باران می بارید و این ترانه ی زیبا را امروز صبح پست می کنم که از ترانه های مورد علاقه ام هست. ترانه ی "When A Man Loves A Woman" با صدای MICHAEL BOLTON When a man loves a woman Can't keep his mind on nothin' else He'd trade the world For a good thing he's found If she is bad, he can't see it She can do...
-
تا زدم یک جرعه می از چشم مستت...
دوشنبه 20 دی 1395 14:59
بشنوید ؛ صدای «علی اصغر شاهزیدی»، شعر از بیژن ترقی، آهنگ از علی تجویدی و تنظیم از فریدون شهبازیان عکس از «برونو باربی»
-
لبریزم از تو...
شنبه 18 دی 1395 23:48
کجا پنهان کنم تو را؟! پشت کدامین واژه کدامین سطر که از خط شعرهایم بیرون نزنی و طبل رسوایی ام را نکوبی کجا پنهان کنم تو را ؟! که گونه هایم از عشق گل نیندازند چشمانم از دوری ات نبارند و دستانم بهانه ات را نگیرند لبریز ام از تو عطر دلدادگی ام تمام شهر را پر کرده است و تو آشکارترین پنهان منی. "سارا قبادی"
-
استاد تویی...
جمعه 17 دی 1395 06:33
در خرابه های یک دهکده، کمال الملک مشغول کشیدن تابلویی از یک پیرمرد روستایی است. کمال الملک آرام آرام به طرف منزلش به راه می افتد و پس از گذشتن از کوچه باغ های ده، بالاخره به خانه می رسد و بر روی سکوی جلو خانه می نشیند. یارمحمد از راه می رسد؛ وارد خانه می شود و یک ظرف سیب برای استاد می آورد. یار محمد: بفرمایید استاد؛...
-
راز...
پنجشنبه 16 دی 1395 18:35
خداوندا تمام حرف های جهان یک طرف این راز یک طرف: آیات شما چه قدر، شبیه به لبخند اوست! "شمس لنگرودی"
-
خسته ام...
چهارشنبه 15 دی 1395 13:02
بشنوید ؛ ترانه ی «خسته»٬ با صدای زنده یاد "فرهاد مهراد"، از فیلم «زنجیری»(خسرو یحیایی، ۱۳۵۱) ترانه: تورج نگهبان، موسیقی: محمد اوشال عکس از «پوریا حسینی»
-
جایی در امتداد آشفتگی موهات...
سهشنبه 14 دی 1395 20:01
جهان از چشمهای تو شروع میشود و جایی در امتداد آشفتگی موهات به باد میرود... "کامران رسول زاده" پ.ن: تصویر، نگاره ای معروف از خمسه ی نظامی ست؛ خسرو ، در حال تماشای شیرین. مکتب شیراز؛ دوره ی صفویه. این نگاره هم اکنون در گالری هنر فریر در واشنگتن نگهداری می شود.
-
چهار تفنگدار...!
سهشنبه 14 دی 1395 09:33
سر جلسه ی امتحان، مراقب کلاسی بودم که در آن چهار نفر معلول جسمانی بودند. یکی شان پاهایش مشکل داشت؛ به کمک دیوار و میز جا به جا می شد. سبیلو و خنده رو بود و التماس دعا داشت ! قیافه اش مرا یاد چارلز برانسون انداخت! یکی دیگر مشکل لگن داشت. معلوم بود درسخوان است و البته خیلی مؤدب بود. هم او ویلچر دانش آموز دیگری را جا به...
-
نقش ما گو ننگارند به دیباچه ی عقل...
دوشنبه 13 دی 1395 18:34
بشنوید ؛ تصنیف «زبان نگاه» با صدای "همای"، شعر از "هوشنگ ابتهاج"
-
چگونه؟!...
دوشنبه 13 دی 1395 11:34
انسانی که با سکوت دمخور نشود نمیتواند که با عشق من حرفی بزند . کسی که با چشمش «باد» را نبیند چگونه میتواند کوچم را درک کند؟ کسی که به صدای سنگ گوش نسپارد نمیتواند صدایم را بشنود کسی که در ظلمت نزیسته چگونه به تنهایی من ایمان میآورد؟ "شیرکو بیکس" پ.ن: عکس از «نیکلاس گودن»
-
هیراد...
یکشنبه 12 دی 1395 14:02
هیراد را برده بودم پارک؛ طبق معمول با شبکه ای از طناب های به هم پیوسته بازی می کرد که خودش به آن ها تارهای عنکبوتی می گوید! دختر بچه ای هم قد و قواره ی خودش آمد آن جا و او هم مشغول بازی شد. هیراد ازش پرسید:«اسمت چیه؟» دخترک پاسخ داد:«آتیش مامان!»
-
روزی عشاق
یکشنبه 12 دی 1395 06:19
نسیم، عطر تو را صبح با خودش آورد و گفت: روزی عشاق با خداوند است... "قاسم صرافان"
-
من همینم که هستم!
شنبه 11 دی 1395 20:22
«من همینم که هستم شاخ نیستم ، چون گاو نیستم خاص نیستم، چون عقده ندارم بالا نیستم ، چون پرچم نیستم فقط آدمم، چیزی که خیلی ها نیستن!» این متن را یکی از بچه ها با ماژیک روی دیوار کلاسشان نوشته بود؛ کلاسی که مراقب جلسه ی امتحان انشایشان بودم؛ برگه را که تحویل می دادند، می خواندمش. جالب بود نوشته هاشان! یکی از موضوعات این...
-
دست های تو...
شنبه 11 دی 1395 15:30
سرم را نه ظلم می تواند خم کند، نه مرگ، نه ترس! سرم فقط برای بوسیدن دست های تو خم می شود... "ناظم حکمت"
-
همین جا بمان!
جمعه 10 دی 1395 16:50
یک قدم بیا عقب؛ حالا یک فصل زمستان؛ و بعد ٬ یک نیمه بهار کمی ؛ عقب تر باز...رسیدی به قلب من ! بمان ؛ همین جا بمان! تو را درون قلبم نگه می دارم ؛ مراقبت می مانم... "چیستایثربی"
-
رگبار
پنجشنبه 9 دی 1395 18:20
بعد از مدت ها، داستان تازه ای برای کارگاه داستان نویسی بردم؛ اصل آن را چند وقت پیش با عنوان «باران» نوشته بودم و همان طور ناتمام مانده بود. هربار چیزی به آن اضافه می کردم. امروز آن را با نام «رگبار» به استاد تحویل دادم. تم عاشقانه ای دارد. همیشه وقت تحویل دادن داستانم به استاد، می ترسم! نگران واکنشش پس از خواندن...
-
پنجاه سنت
پنجشنبه 9 دی 1395 08:31
«هالیوود جایی ست که هزاران دلار به یک دختر می دهند؛ هزاران دلار برای یک بوسه٬ و پنجاه سنت برای روح آن دختر. من آن هزاران دلار را گرفته ام، اما هنوز از پنجاه سنت خبری نیست.» "مریلین مونرو" پ.ن: عکس از" Richard Koci Hernandez"
-
مرا دچار حادثه ای کن...
چهارشنبه 8 دی 1395 20:10
سر بگذار بر درد بازوان من، دست نگاهم را بگیر، مرا دچار حادثهای کن که با عشق نسبت دارد، من عجیب از روزگار رنجیده ام ! " نیکی فیروزکوهی" ...
-
مردن به وقت خیابان...
سهشنبه 7 دی 1395 10:42
چند روز پیش با ماشین از خیابان پهنی می گذشتم. خانمی در حال عبور از عرض خیابان بود. سرعتم اندازه بود. ناگهان خانم ایستاد و در جهت مخالف حرکت کرد. سرعتم را کم کردم . این بار به این طرف جهت عوض کرد. تقریبا ماشین را نگه داشتم. نامنظم، هر بار در جهتی می رفت. وقتی چند قدم دور شد، آرام گذشتم. پیدا بود که مشکل ذهنی دارد....
-
این لب بوسه فریبی که تو را داده خدا...!
دوشنبه 6 دی 1395 14:44
بعد از مدرسه سراغ هیراد می روم که تا ظهر پیش مادرم بوده. بغلش می کنم. می پرسم:«به بابا سلام نمی کنی؟» مکثی می کند و مرا می بوسد و می خندد! می بوسمش و موهای ژولی پولی اش را چنگ می زنم. توی دلم می گویم که:«چه عاشقی بشه این! خوش به حال معشوقش!» پ.ن: عنوان برگرفته از بیتی ست از «صائب تبریزی»
-
شعری قدیمی...
دوشنبه 6 دی 1395 09:45
بشنوید ؛ ترانه ی «قریه من»٬ با صدای گرم زنده یاد "فریدون فروغی"، شعر از "فرهنگ قاسمی" پ.ن: عکس را نوروز ۸۶ در روستای پدری گرفتم.
-
مه...
یکشنبه 5 دی 1395 12:55
دیروز، راندن در مه و امروز راندن در باران. انگار از لای درخت های حاشیه ی جاده، کسی فوت می کرد و مه را به شیشه های ماشین می پاشید. وقتی در یک پیچ در حاشیه ی شهر، مه تمام جاده را گرفته بود، ناخودآگاه یاد سکانس انتهایی «نفس عمیق» افتادم و آن مه.... این دیالوگ از فیلم را هم خیلی دوست دارم: دختر : ببین من یه سیستمی دارم تو...
-
بگذارید خیس باران شوم...
یکشنبه 5 دی 1395 05:40
مثل هر صبح، بی خوابم! تمام دیشب را باران بارید و من از شنیدن صدایش لذت بردم. بارانی که سالها پشت چشمهایم انبار شده بود عاقبت از نگاه آسمان بارید من ایستاده در صف زندگی بودم به خاطر چیزی که خدا میخواست و یکی از روی صندلی بلند شد و گفت: جای خالی ... بفرمایید بنشینید و کسی دیگر به من یک چتر تعارف کرد چه غمگنانه بود......
-
پرواز...
شنبه 4 دی 1395 18:55
پرواز هم دیگر رویای این پرنده نبود دانه دانه پرهایش را چید تا بر این بالش خواب دیگری ببیند! "گروس عبدالملکیان" پ.ن: عکس از "نیلس یورگنسن"
-
ای خدا..
جمعه 3 دی 1395 07:49
یا رب، به کجا می بردم این سر سودایی؟... بشنوید . ترانه ی کردی «ای خدا» با صدای جمشید. ... ترجمه ی ترانه: غصه هام رو به کی بگم، وقتی غمخوارم گم شده بی قرار وبی دلم وقتی دلدارم گم شده توی غربت سرگردانم کسی من رو نمی شناسه و از شهرم دورم ------------------------------------- من کبوتر دست یار بودم و گذشت... الان آواره ام...
-
تا جنون فاصله ای نیست، ...
پنجشنبه 2 دی 1395 09:54
تو چه دانی که پس هر نگهی ساده من چه جنونی .. چه نیازی .. چه غمیست ؟ . . تا جنون فاصلهای نیست از اینجا که منم … "مهدی اخوان ثالث" پ.ن: عکس از "Richard Koci Hernandez" مدرسه ام و کلاس های تقویتی! یک هفته ی شلوغ را پشت سر گذاشتم. تمام بعد از ظهر دیروز تا پاسی از شب را پای کامپیوتر بودم و سوالات...